الشيخ رسول جعفريان
477
تاريخ سياسى اسلام (سيره رسول خدا ص) (فارسى)
افطار كرد اما عدهاى نپذيرفتند تا آن كه منادى آن حضرت اعلام كرد : اى سرپيچى كنندگان ( العصاة ) افطار كنيد . گفته شده كه اين تعبير بدان دليل بود كه پيش از آن نيز از آنان خواسته بود اما افطار نكرده بودند ! « 1 » اين نقل براى شناخت روحيات اصحاب رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم حكايت جالبى است . در حال حركت به سمت بدر ، خبر رسيد كه سپاه قريش عازم آن منطقه است ؛ مسلمانان هنوز خبر دور شدن كاروان را نداشتند با اين حال با رسيدن اين خبر ، اوضاع به كلى دگرگون شد . سپاه مسلمانان خود را براى حمله به كاروان آماده كرده بود ؛ آيا اكنون مىتوانست در برابر يك لشكر مسلح كه بيش از سه برابر آنهاست بايستد ؟ در برخورد با كاروان جنگ و قتال جدى در كار نبود ، اما اكنون يك جنگ تمام عيار در پيش رو بود . رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم مصمم بود تا از همراهان بپرسد كه آيا حاضرند در اين شرايط در برابر قريش بايستند يا نه ؟ واقدى مىگويد كه ابوبكر برخاست و سخن گفت و نيكو گفت ( و كسى نقل نكرده كه او چه گفت ) « 2 » آنگاه عمر برخاست و گفت : اى رسول خدا ! اين قريش است ، از آن روزگارى كه عزيز شده ذليل نگشته ، همانگونه كه از زمانى كه كافر شده ايمان نياورده ، و به خدا هرگز عزتش را از دست نمىدهد و با شدت ، با تو خواهد جنگيد و تو بايد خود را برابر آنان آماده سازى ! اين سخنان كه به همين صورت واقدى و ديگران نقل كردهاند « 3 » بوى تهديد وترس نيز مىدهد . شايد به همين دليل ابن اسحاق به اين تعبير اكتفا كرده كه « فقال و أحسن » ! « 4 » پس از آن مقداد بن عمرو برخاست و گفت : براى انجام فرمان الهى حركت كن ، ما همراه تو هستيم ؛ ما همانند بنى اسرائيل به تو نمىگوييم : تو و خدايت برويد بجنگيد ما همين جا نشستهايم ! « 5 » بلكه مىگوييم : تو و خدايت برويد ، جنگ كنيد ، ما نيز همراه شما هستيم . « 6 » رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم باز روى به مردم كرده فرمودند : « أشيروا عَلَىّ ايُّها الناس » ؛ در اصل ، رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم خطابش به انصار بود ؛ زيرا گمانش اين بود كه بر اساس تعهدات مربوط به
--> ( 1 ) . المغازى ، ج 1 ، صص 48 - 47 ؛ انساب الأشراف ، ج 1 ، صص 292 و 293 ( 2 ) . در صحيح مسلم آمده كه ابوبكر سخن گفت و رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم از او اعراض كرد و عمر سخن گفت ورسول از او اعراض كرد ، نك : سبل الهدى والرشاد ، ج 4 ، ص 121 ؛ صحيح مسلم ، ج 2 ، ص 84 ( 3 ) . سبل الهدى و الرشاد ، ج 4 ، ص 42 ( 4 ) . السيرة النبويه ، ابن هشام ، ج 1 ص 615 ( 5 ) . مائده ، 24 ؛ سوره مائده ، آخرين سورهاى است كه نازل شده و روشن نيست چگونه مقداد اين آيه را پيش از نبرد بدر در سال دوم هجرى خوانده است ؛ مگر آن كه به نحوى حكايت را شنيده ، و مضمون آن را گفته باشد ؛ گفتنى است كه سيره نويسان همين سخن را از مقداد در صلح حديبيه نيز گفتهاند و البته در آنجا درستتر مىنمايد ، نك : المصنف ، ابن ابى شيبه ، ج 7 ، ص 381 ( 6 ) . المغازى ، ج 1 ، ص 48 ؛ انساب الاشراف ، ج 1 ، ص 293 ؛ سبل الهدى و الرشاد ، ج 4 ، ص 42